Friday, May 26, 2023

.

 انقد این نصفه رها کردن کارها در من نهادینه شده که نه جرات دارم کاری یا روتینی رو شروع کنم و نه شجاعتی برام باقی مونده.

احساس میکنم همه منتظرن که کم بیارم و وا بدم و یعنی جز این ازم انتظاری ندارن و مطمئنن که هر کاری رو شروع کنم و هر چقدم ادامه بدم بلاخره یه جایی ولش میکنم. حالا فرداش، یک ماه بعد، ۶ ماه، یک سال بعد یا هر وقتی.

اصن حتی خودمم شرطی شدم که از یه مقداری بیشتر تو یه فضا یا حالت میمونم پنیک میکنم و احساس میکنم کارمندیم که تا آخر عمر مجبوره لباس فرم بپوشه و از ساعت فلان تا فلان و بدون هیچ انعطافی کار کنه.

حالا داستان ممکنه اصن کار هم نباشه. ممکنه یه رابطه باشه. همون رابطه حتی فکر کردن به اینکه برای مدت طولانی ادامه پیدا کنه باعث وحشتم میشه. اینکه برم سفال‌گری و بعد یه مدتی خب چی کار کنم دیگه باعث میشه از همون اول شماره کلاس رو که تو گوشیم سیو کردم پاک کنم. از هر چیزی که بخواد به هر شکلی بهم دیکته کنم باید چه کنم بیزارم. 

ولی یاد کتاب اروین یالوم و بخش مسئولیت پذیریش میفتم و اینکه خلاصه‌ش شاید باشه اگه از وضعیتت راضی نیستی تغییرش بده، درخت که نیستی.

گرمه ولی و پنکه رو روشن میکنم لرز میکنم. کلافه‌م از اینکه دمای مناسبمو پیدا نمیکنم و بعد تعمیمش میدم طبق معمول به زندگیم و میگم تو که دمای اتاقتو نمیتونی تنظیم کنی میخوای زندگیتو تنظیم کنی؟

بیا برو عمو! 

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.